عزيز دولت آبادى

617

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

ماهى خانم خواهر ملا نثارى از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى تبريز است . صاحب تذكرهء صبح گلشن او را از طبقهء جلاير معرفى كرده و نوشته است كه به كمال صورت و حسن سيرت آراسته و به لطافت طبع و نزاكت خيال پيراسته بود . مشير سليمى به نقل از دانشمندان آذربايجان او را به اشتباه دختر ملا نثارى نوشته است . از اوست : اشكى كه سر ز گوشهء چشمم برون كند * بر روى من نشيند و دعوى خون كند * * * آه زان زلفى كه دارد رشتهء جان تاب او * واى زان لعلى كه هردم مىخورم خوناب او ( صبح گلشن ، ص 359 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4142 - دانشمندان آذربايجان ، ص 323 - زنان سخنور ، ج 2 ، ص 154 ) مبدع تبريزى از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى است . نصرآبادى مىنويسد : مدتى در اصفهان زركشى و نخ‌كوبى مىكرد و چند سال قبل از اين ( 1083 - 1090 ) به هند رفته خبرى از او نيامد از اوست : دم آبى است نصيب از دم تيغت ليكن * داغ كم ظرفى قسمت جگرم مىسوزد * * * مىطپد دل در برم دلبر نمىدانم چه شد * انتظارم كشت آن كافر نمىدانم چه شد دوش سر زد نامهء همت بلندى از دلم * نه فلك را سوخت بالاتر نمىدانم چه شد * * * آهوى مهر چو آيد به چراگاه حمل * روز را پر كند از نافهء شب جيب و بغل ( تذكرهء نصرآبادى ، ص 392 - صبح گلشن ، ص 361 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4147 - دانشمندان آذربايجان ، ص 324 )